حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
115
تاريخ قم ( فارسي )
فيستين ، الدّزج ، خطَّاباد ، كوهنيان ، محمّد آباد ، كهكوه منها ، موسى آباد منها ، مرخوناباد منها ، محمّد آباد ، هيلفان . طسوج خوزان : جوسق ، هبر ، ديزوآباد ، طيرنيان ، استوج ، خوزان ، حماد آباد ، هلول ، هريسان ، هيفادقين و مزرعهء آن ، واراباد ، طرخران ، وليسجرد ، اندس ، عشير آباد [ 1 ] من نسخة عتيقه . شق ميلاذجرد : اشتارين ، جاوجرد ، اركين ، منتى آباد ، عبد الوهاب آباد ، شعيب آباد ، جونجران ، خيركين ، انجيلاوند فى نسخة جيلين ، هرمز داينار [ 2 ] اباد ، خورشيد آباد ، دشت نوح ، طريزناهيد ، كوبالاباد . وضيعه و طسق دوّم ، رودابان : يحيى آباد ، باغ مرزبان ، خريرآباد [ 3 ] و اين هر سه ديه در وضيعه و طسق اوّلى گذشته اند . طسوج و از [ ه ] وازه كرود : زنكاباد ، كوار ، دشت صرم كه آن لنجرود است و در نسخهء عتيقه جعفر آباد سفلى ، اباسكند ، عبد الرّحمن آباد . خورهد و دسا كرها [ 4 ] : موسى آباد و محمّد آباد محمّد خزرج ، سنى آباد ، محمّد آباد محمّد بن عيسى ، سليمان آباد .
--> [ 1 ] - خ ، ل : عشزآباد ، [ 2 ] - خ ، ل : هرمز دانيار ، [ 3 ] - خ ، ل : حزير آباد ، [ 4 ] - دساكر جمع دسكره لغتى است فارسى كه جمع آن را به عربى بسته اند ، دسكره مطلق شهر را گويند همچو مصر و مدينه و نام شهرى بود در عراق عجم ( منتخب از برهان قاطع ) ولى مطابق سياق عبارت اين كتاب مقصود ديه و آبادى چندى است كه جزء قسمتى ديگر باشد مانند آنكه بگوييم بلوك شميران و دساكر آن چه براى خورهد و مقطعه و خزادجرد مؤلف ديههايى آورده است و اشعار ذيل راجع بدسكره از توابع عراق عجم است : كاروانى همى از رى بسوى دسكره شد * آب پيش آمد و مردم همه بر قنطره شد گلهء دزدان از دور بديدند چو آن * هر يكى زيشان گفتى كه يكى قسوره شد آنچه دزدانرا راى آمد بردند و شدند * بد كسى نيز كه با دزد همى يكسره شد رهروى بود در آن راه درم يافت بسى * چون توانگر شد گويى سخنش نادره شد هر چه پرسيدند او را همه اين بود جواب * كاروانى زده شد كار گروهى سره شد ليثى ( لبيبى . ؟ )